متن پیاده شده از دقیقه 14:52 تا دقیقه 30:13
[؟؟؟ 1] ... بسم الله الرحمن الرحیم، یک سری مواردی که سردار بحرینی مطالبی رو فرمودند، همچنین جناب آقای مهندس کلانتری. بحثی که هست، هر اغتشاشی هر تجمعی ، بحث بحران یعنی یک حرکت های ناآرامی که تبدیل می شه به بحران. و بحثی که هست این ها، یعنی ... مختلف هستند. یک سری حرکت هایی هستش که بحث کارگری هست، یک سری حرکت هایی هست که بحث اعتراضات به مسایل اجتماعی و بحث اقتصادی برمی گرده. یک سری هم مسایلی هست در بحث همین دانشجوها. هرگونه اعتراضی و تجمعی چنانچه بخواد صورت بگیره، حتما می بایست عوامل اطلاعاتی با توجه به منابعی که در محل دارند، اطلاعت قبلی رو کسب کرده باشند و اقدامات لازمه رو در محل می بایستی انجام داده باشند...
[فرمانده] اگه درست نگی مجبورم ...
[؟؟؟ 1] ... ما طرحش رو هم نوشتیم سردار، حاضریم خدمتون تقدیم کنیم.... بحث قبل و بعد از بحران بودش که اقداماتی می بایست انجام می شد، بحث ستاد پیشگیری از بحران و بحث پاسگاه فرماندهی در محل و اقداماتی که می بایست انجام بشه و اون مراحلی که جنابعالی فرمودید، بحث حلقه 1 و 2 و3، و بحث انتقال مطالب، اون در نقطه مرکزیش، چنانچه اگر ما به اصطلاح وسایل ارتباطی هم نداشتیم یا امکان این که تماس بگیریم با تلفن هم نبود، از طریق دهان به دهان می تونیم این موارد رو انتقال بدیم و تصمیم گیری رو ...
[فرمانده] ... دهان به دهان ایشون نگیرید ها ... دهان به دهان ... تشکر ... خیلی ممنون
بلندگو رو بگیرید بدید دست آقای طاهری، خسته شده یه ذره. بدید دست آقای رضایی بعد می خواهید دست آقای طاهری ... بالاخره کاشونی ها ترسواند، باید بلندشون کنیم جرئت پیدا کنند تو جمع خودی ها حرف بزنند. فرمانده کاشان کیه؟؟ معاون اطلاعات کاشان؟؟؟
[رضایی] ...این تقسیم بندی اجتماعات رو من می خواستم به یک تعبیر دیگه این بیان بکنم و اون این که ما اجتماعات رو می تونیم به اجتماعات نمایشی مثل مسابقات فوتبال، که مردم جمع می شند دور همدیگه برای دیدن یک مسابقه یا یک نمایش؛ یا اجتماعات تصادفی که مردم در حال زندگی روزمره اشون هستند در سطح شهر، به خاطر یک مساله اتفاقی و تصادفی دور اون مساله جمع میشند و تبدیل می شه به یک اغتشاش. نمونه هایی هم داریم، ما نمونه تصادفی اش رو هم در تهران داشتیم و هم در شهرستان ها داشتیم، نمایشی اش رو هم باز در تهران داشتیم. نوع دیگه اجتماع، اجتماع فعال هست، یعنی مردم یک منطقه به خاطر یک مساله ی عاطفی احساساتشون تحریک میشه، به قصد انتقام جویی جمع می شند و میان که به اصطلاح به صورت فعال یک اقدام غیر قانونی رو انجام بدند. اجتماع دیگه، اجتماع متشکل هست که بخشی از این اجتماعاتی رو که الان مورد نظر هست، توی این بخش می گنجه. که اجتماع متشکل ویژگیش این هست که از قبل تدابیری رو برای خاصه هاش می اندیشه و رهبر داره و سازماندهی شده است. مثل اجتماعات صنفی، سیاسی، ضدامنیتی و قومی. این تعبیر بنده بود در تقسیم بندی نوع این اجتماعات و برای هرکدوم هم به هر حال بایستی تبیر خاص خودش رو اتخاذ کرد.
[فرمانده] تشکر .... مدیر اطلاعات قزوین. یه سوال دارم، آقای رحیمی بلند شو ... مدیران اطلاعات منطقه ی سیستان و بلوچستان ایشون رو میشناسند؟؟؟ بلند شند. سیستان و بلوچستان ... مدیران اطلاعاتش، سه نفر فقط اومدند؟؟ چهار تا؟؟ آقای رحیمی رو میشناسید؟ تا حالا نیومده سرکشی به کار شما؟ نخیر؟ شما کدوم منطقه هستید؟ (چابهار) چابهار؟ شما؟ شما؟ ایرانشهر؟ مدیر اطلاعات زاهدان؟ بله ... بفرمایید ...می خواستم با قیافه اش آشنا شید، چون بعدا می خواد بیاد سرکشی کنه بدونید. اون جا که بحرانه شما نمی رید وای به حال بقیه جاها. خوب یه ذره خسته شدید، یه صلواتی ختم بفرمایید. خوب ... آقای ... کی بود می خواست این جا ما رو از خستگی در بیاره ... آقای طاهری بیا .. بشین بعدا صدات می کنم.
[؟؟؟2] بسم الله الرحمن الرحیم . خسته نباشید. مطالبی که در ارتباط با اغتشاشات و بحران گفته شد به طور مفصل روش بحث شد. منتها مسایلی که در حواشی اغتشاشات هست، بحث روزنامه ها هست و بحث موضع گیری و سخنرانی احتمالی مسئولین هست. که می بایستی روش پرداخته بشه.
[فرمانده] ... یعنی جنگ روانی ، تبلیغات و جنگ روانی..
[همان شخص] و مورد سوم ....
[فرمانده] حالا من اشاره کنم. نکته ای که ایشون فرمود، این بود که ما روز دوشنبه بعد از ظهر به این نتیجه رسیدیم که می بایست در تهران زمینه های لازم رو برای یک ترس در دل تجمع کنندگان ایجاد کنیم. حالا جنگ روانی یا اصطلاح هر چی داره، لذا اقدام کردیم هم رو شبکه و هم رو عوامل داخلی مون و هم به طور رسمی که مثلا این قدر تعداد نیرو از کجا حرکت کرده داره میاد در فلان نقطه دپو شده. این قدر نیرو داره از فلان نقطه حرکت می کنه میاد. این ها یه چیزهایی بود که واقعا هم موثر بود. یعنی حالا ممکن بود چیزهای روانی که رو شبکه بیسیم ما دادیم ... حالا چون همش ضبط شده و یکی از چیزهایی که شما ندارید که روش کار کنید ... ما نمی پذیریم تو اطلاعات یک منطقه ای که شبکه بیسیم مستقل داشته باشه و شبکه ضبط نشه. حالا مرکز ناحیه که ما اختصاص میکنیم این ها حل شدست دیگه، یعنی شبکه ها همه ضبط میشه؛ هیچ کاری هم نداره، یه هارده دویست هزار تومنه بیاید ما پولش رو می دیم اقداماتش رو هم انجام می دیم، وصل میشه رو شبکه کامپیوتریتون و رو بیسیم و ضبط میشه. این کار روانی برای دشمن اصلا انگار نصف عملیات کار شماست. که دشمن مواضعش رو خالی کنه، مسیری که شما می خوای بری حرکت نکنه .. حالا این بخش ... حالا این از این ور قصه ... پشتیبانان اغتشاش یکیش همون ستون تبلیغات و کار روانی که دشمن داشت. یعنی یک سرمقاله روزنامه جمعیت رو روز سه شنبه شکل داد: "کشتار دانشجویان به دست گارد .. " چی؟ حالا این ها هیچ کی نمی خواد رسیدگی کنه ها، چون تو این بخش ها بخوای وارد بشی .... اونا نمی خوان، و الا ما از خدامونه رسیدگی بشه. ولی هیچ کی الان کاری نداره. به این سرتیترهای روزنامه ها و ... چون بالاخره خودی ها بودند دیگه، حالا تعبیری که آقای علوی کرده اونجا، که حادثه ی کوی دانشگاه، خودی-سیاسی بود، یه بخشیش درسته واقعا! خوب این تیترها چی بود؟ مگه به جنگ کی میخواستن اینا برن؟ سرتیتر این جوری تو صبح امروز زده می شد و تو خرداد. عکس یگان ویژه رو می انداخت، حالا حتما خودتون دیدید روزنامه ها رو تو اون مقطع. یک روز روزنامه صبح امروز سه مرحله چاپ شد: "آمار شهدا از مرز بیست تن گذشت"؛ انگار یک چیزی رو می خوان فتح کنند ... حالا ... البته اینا اقتدار نیرو بودها ... اقتداری که بعد از این قصه ایجاد شد... بفرمایید
[؟؟؟2] بله ... بحث بعدی محصور کردن منطقه ی اغتشاشات هست که در کوی دانشگاه مشاهده شد که از شرق و غرب کشور، و از غرب تهران و جنوب تهران به این منطقه ی اغتشاش می پیوندند. که متاسفانه نیروی انتظامی هم در رابطه با کنترل، با وانت و مینی بوس مشخص بود که افرادی حرکت داده می شدند به منطقه بحران.
[فرمانده] احسنت .... ببینید گلوگاهها و ایستگاه های کنترلی؛ مثلا شنیدیم که از دانشجوهای اصفهان دارند میان، دانشجوهای کرج مثلا دارن میان؛ و اومده بودند ها ، صبح سه شنبه دانشجوها از کرج اومده بودند. این ایستگاهها تو موقع کنترل باید کامل کنترل بشه و بسته بشه. یعنی این نکته ای که اقای محمدی فر فرمودند که جلوگیری از اضافه شدن، توده های دیگر جمعیت به این ها، حالا یک بحث جدی است که حالا تو این نت ایشون بهش اشاره کرد، تو بحث ایستگاهها و گلوگاهها.... حداقل این بحث ها تو رو خدا تو شورای مناطقتون برید بحث کنید با فرماندارانتون.
[همان شخص] بحث خود محل اغتشاش هست، در کوی دانشگاه، جنابعالی مستقیما تشریف داشتید و بعضی دوستان هم بودند. حضور خود مردم محل و مساعدت و کمک هایی که به خود آشوبگران می کردند...
[فرمانده] مثل کوفه شده بود. جلوی درب دانشگاه، دانشگاه، کوچه ی روبروی بهداری ناجا که روبروی میدون انقلابه، همه ی اهل محل از بالا یا آب می پاچیدن، یا کمک می کردند یا روزنامه می ریختند. که این مردم آتیش بزنند ... حالا این دانشجوها مثلا ... ببینید توی مظلومیت بعضیا سنگ می زدند نیروها رو از بالا ... هرچی از سرشون می ریخت ... دستشون می ریخت، می ریختند. البته خوب، یه مقدار عملکرد ناصحیح تو نحوه برخورد مهم بود. یعنی مردم جریحه دار می شدند موقعی که یگان ویژه میزد، به خط می کوبید میومد جلو؛ هر کی بود تو اون لحظه احساس می کرد باید کمک کنه به کسایی که این پایین هستند. این بحث مهمه که جداسازی مردم از ... حالا ... آقای محمدی فر باز اشاره کرد، حالا ایشون چون شاگرد ایشونه، باز تکرار می کنه حرفهای ایشون رو. به یه زبون دیگه . کاشونی هم هست اوشون یادداشت کرده، هرچی محمدی فر گفته حالا اومده به یه زبون دیگه داره میگه ... خوب بله
[همان شخص] حالا شاید مطالب دیگه یه کمی تکرار باشه.
[فرمانده] حالا حداقل آقای آذر استفاده می کنه چون این چیزها رو که نمی دونست که.
[همان شخص] بحث بعدی بحث شناخت ابزارهایی که آشوبگران در اغتشاشات استفاده می کنند. که متاسفانه غافلگیری بود در نیرو. بحث استفاده از سنگ و کوکتل مولوتف که در جاهای مشخصی پنهان کرده بودند. و به موقع ازش استفاده کردند و آخرین سنگهاشون هم ....
[فرمانده] همون محور شناسایی ابزار اغتشاش میاد ... حالا ... ایشون اشاره مصداقی کرد. (صدای نامفهوم) حالا بحث کردیم مدیریت اغتشاش رو.
[همان شخص] بحث عدم وحدت در فرماندهی هم خوب مسائلی تکراری خواهد بود.
[فرمانده] بله وحدت در فرماندهی، این نکته مهمیه! شما یه چیزی میگی، یگان ویژه یه چیزی میگه نیرو انتظامی یه چیزی میگه. صحنه هم تو اطلاعاتش فرماندهی می خواد و هم تو بخش های عملیاتیش. چون شما تشخیص میدی اینجا باید زده بشه، یگان ویژه می زد تو پیاده رو با مردم برخورد می کرد. یعنی تو صحنه اگه فرمانده می داشت، درست تشخیص میداد تصمیم می گرفت، خیلی از اغتشاشات رو میشه مهار کرد، تو بخش فرماندهی بخش مهار هست. تشکر می کنم. آقای .... بله قزوین بدید صحبت کنه ... چون قزوینی ها خسته شدند از صبح رو صندلی نشستند. (صدای نامفهوم) ... ایشون این رو می گه که فرمانده در کنترل اغتشاشات، هدایتش لایه این نیست، مستقیم میاد با پایین ترین جزء باید تماس بگیره. یعنی معمولا این طوری طراحیه تو مدیریتش. که شما باید ارتباطاتتون رو با رده فردی تو جلوی صحنه هم بتونی برقرار کنی. و جدا تو لایه ها رو هم بتونی برخورد بکنی (صدای نامفهوم) ... بله یعنی یک مفهومی به نام مدیریت کنترل اغتشاشات جدای از عوامل اجرایی باید باشه. که این موضوعات بیاد بالا... مثلا این که الان چی گفته بشود پشت بیسیم رو اون کسی که تو صحنه است اصلا نمی تونه تشخیص بده. اصلا اگه بهش بگی میخوام تو شبکه دروغ بگم کار روانی کنم، او احساس می کنه که همه ی پیام ها هم کار روانی است. یعنی این خودش هم مدیریت می خواد که چه جوری بگی که خود اون فردی هم که تو صحنه است عامل شماست باورش بشه که این یک خط کلی هست که داده شده در صورتی که اونی که داره مدیریت کنترل اغتشاش می کنه اون داره کار روانی میکنه. این پیام اصلا نصفش دروغه. اینا باز دقت هایی هستش بحث هایی هستش که باید روش فکر بکنید.
[احتمالا فرمانده قزوین] بسم الله الرحمن الرحیم.خوب اساتید مطالب مهم رو عرض کردند. من دیگه تکرار نمی کنم. دوتا مطلبی که به نظر من با توجه در حادثه قزوین جناب سرهنگ محمدی فر هم حضور داشتند. در فیلمی هم که دیروز نمایش داده شد مهم بود، کم تر توجه شده، نیاز هستش که عوامل کلا مدیریت های اطلاعات نواحی مناطق، طرح و برنامه خود نیروهاشون رو در واحدهاشون انجام بدند. یعنی ماموریت هاشون رو از الان مشخص کنند.
[فرمانده] یعنی چی آقا؟ یعنی اگه بلند شدیم اومدیم تو منطقه شما ... اگه زنده بودیم، نمی دونیم اون روزها حالا هستیم یا نیستیم، بالفرض اومدیم رفتیم توی خمینی شهر، گفتیم بسم الله الرحمن الرحیم، مانورت رو اجرا کن برای اغتشاش. هرکی باید بدونه که چه کار داره می کنه. اگه اومدیم تو قم گفتیم آقای قم امروز اومدیم ... ده دقیقه وقت ... سازمان دومت رو برای کنترل اغتشاش برو تو صحنه من می خوام باهشون تماس بگیرم. کی کجاست ... یعنی اینا باید مشخص شده باشه تو سازمان که غافلگیری نشه مثل اوضاع این ماه. یک روز تموم دنبال این بودیم، چون جمعه اتفاق افتاد دیگه ... تازه نیروهامون رو جمع کنیم. بعد که جمع کردیم، یکی مثل مهندس کلانتری سر ظهر داره نهارشو می خوره ... بهش می گی کجایی ؟ میگه من تو ستاد دارم نهار می خورم. حالا ماشینا داره آتیش می گیره تو صحنه ها، حالا این مزاح گفتم (صدای نامفهوم) با شما اومد ناهار بخورید بله ...


