۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

متن پیاده شده فایل صوتی روش های سرکوب - قسمت 2

اصل فایل: http://twitc.com/P3qrjljU

متن پیاده شده از دقیقه 14:52 تا دقیقه 30:13
[؟؟؟ 1] ... بسم الله الرحمن الرحیم، یک سری مواردی که سردار بحرینی مطالبی رو فرمودند، همچنین جناب آقای مهندس کلانتری. بحثی که هست، هر اغتشاشی هر تجمعی ، بحث بحران یعنی یک حرکت های ناآرامی که تبدیل می شه به بحران. و بحثی که هست این ها، یعنی ... مختلف هستند. یک سری حرکت هایی هستش که بحث کارگری هست، یک سری حرکت هایی هست که بحث اعتراضات به مسایل اجتماعی و بحث اقتصادی برمی گرده. یک سری هم مسایلی هست در بحث همین دانشجوها. هرگونه اعتراضی و تجمعی چنانچه بخواد صورت بگیره، حتما می بایست عوامل اطلاعاتی با توجه به منابعی که در محل دارند، اطلاعت قبلی رو کسب کرده باشند و اقدامات لازمه رو در محل می بایستی انجام داده باشند...
[فرمانده] اگه درست نگی مجبورم ...
[؟؟؟ 1] ... ما طرحش رو هم نوشتیم سردار، حاضریم خدمتون تقدیم کنیم.... بحث قبل و بعد از بحران بودش که اقداماتی می بایست انجام می شد، بحث ستاد پیشگیری از بحران و بحث پاسگاه فرماندهی در محل و اقداماتی که می بایست انجام بشه و اون مراحلی که جنابعالی فرمودید، بحث حلقه 1 و 2 و3، و بحث انتقال مطالب، اون در نقطه مرکزیش، چنانچه اگر ما به اصطلاح وسایل ارتباطی هم نداشتیم یا امکان این که تماس بگیریم با تلفن هم نبود، از طریق دهان به دهان می تونیم این موارد رو انتقال بدیم و تصمیم گیری رو ...
[فرمانده] ... دهان به دهان ایشون نگیرید ها ... دهان به دهان ... تشکر ... خیلی ممنون
بلندگو رو بگیرید بدید دست آقای طاهری، خسته شده یه ذره. بدید دست آقای رضایی بعد می خواهید دست آقای طاهری ... بالاخره کاشونی ها ترسواند، باید بلندشون کنیم جرئت پیدا کنند تو جمع خودی ها حرف بزنند. فرمانده کاشان کیه؟؟ معاون اطلاعات کاشان؟؟؟
[رضایی] ...این تقسیم بندی اجتماعات رو من می خواستم به یک تعبیر دیگه این بیان بکنم و اون این که ما اجتماعات رو می تونیم به اجتماعات نمایشی مثل مسابقات فوتبال، که مردم جمع می شند دور همدیگه برای دیدن یک مسابقه یا یک نمایش؛ یا اجتماعات تصادفی که مردم در حال زندگی روزمره اشون هستند در سطح شهر، به خاطر یک مساله اتفاقی و تصادفی دور اون مساله جمع میشند و تبدیل می شه به یک اغتشاش. نمونه هایی هم داریم، ما نمونه تصادفی اش رو هم در تهران داشتیم و هم در شهرستان ها داشتیم، نمایشی اش رو هم باز در تهران داشتیم. نوع دیگه اجتماع، اجتماع فعال هست، یعنی مردم یک منطقه به خاطر یک مساله ی عاطفی احساساتشون تحریک میشه، به قصد انتقام جویی جمع می شند و میان که به اصطلاح به صورت فعال یک اقدام غیر قانونی رو انجام بدند. اجتماع دیگه، اجتماع متشکل هست که بخشی از این اجتماعاتی رو که الان مورد نظر هست، توی این بخش می گنجه. که اجتماع متشکل ویژگیش این هست که از قبل تدابیری رو برای خاصه هاش می اندیشه و رهبر داره و سازماندهی شده است. مثل اجتماعات صنفی، سیاسی، ضدامنیتی و قومی. این تعبیر بنده بود در تقسیم بندی نوع این اجتماعات و برای هرکدوم هم به هر حال بایستی تبیر خاص خودش رو اتخاذ کرد.
[فرمانده] تشکر .... مدیر اطلاعات قزوین. یه سوال دارم، آقای رحیمی بلند شو ... مدیران اطلاعات منطقه ی سیستان و بلوچستان ایشون رو میشناسند؟؟؟ بلند شند. سیستان و بلوچستان ... مدیران اطلاعاتش، سه نفر فقط اومدند؟؟ چهار تا؟؟ آقای رحیمی رو میشناسید؟ تا حالا نیومده سرکشی به کار شما؟ نخیر؟ شما کدوم منطقه هستید؟ (چابهار) چابهار؟ شما؟ شما؟ ایرانشهر؟ مدیر اطلاعات زاهدان؟ بله ... بفرمایید ...می خواستم با قیافه اش آشنا شید، چون بعدا می خواد بیاد سرکشی کنه بدونید. اون جا که بحرانه شما نمی رید وای به حال بقیه جاها. خوب یه ذره خسته شدید، یه صلواتی ختم بفرمایید. خوب ... آقای ... کی بود می خواست این جا ما رو از خستگی در بیاره ... آقای طاهری بیا .. بشین بعدا صدات می کنم.
[؟؟؟2] بسم الله الرحمن الرحیم . خسته نباشید. مطالبی که در ارتباط با اغتشاشات و بحران گفته شد به طور مفصل روش بحث شد. منتها مسایلی که در حواشی اغتشاشات هست، بحث روزنامه ها هست و بحث موضع گیری و سخنرانی احتمالی مسئولین هست. که می بایستی روش پرداخته بشه.
[فرمانده] ... یعنی جنگ روانی ، تبلیغات و جنگ روانی..
[همان شخص] و مورد سوم ....
[فرمانده] حالا من اشاره کنم. نکته ای که ایشون فرمود، این بود که ما روز دوشنبه بعد از ظهر به این نتیجه رسیدیم که می بایست در تهران زمینه های لازم رو برای یک ترس در دل تجمع کنندگان ایجاد کنیم. حالا جنگ روانی یا اصطلاح هر چی داره، لذا اقدام کردیم هم رو شبکه و هم رو عوامل داخلی مون و هم به طور رسمی که مثلا این قدر تعداد نیرو از کجا حرکت کرده داره میاد در فلان نقطه دپو شده. این قدر نیرو داره از فلان نقطه حرکت می کنه میاد. این ها یه چیزهایی بود که واقعا هم موثر بود. یعنی حالا ممکن بود چیزهای روانی که رو شبکه بیسیم ما دادیم ... حالا چون همش ضبط شده و یکی از چیزهایی که شما ندارید که روش کار کنید ... ما نمی پذیریم تو اطلاعات یک منطقه ای که شبکه بیسیم مستقل داشته باشه و شبکه ضبط نشه. حالا مرکز ناحیه که ما اختصاص میکنیم این ها حل شدست دیگه، یعنی شبکه ها همه ضبط میشه؛ هیچ کاری هم نداره، یه هارده دویست هزار تومنه بیاید ما پولش رو می دیم اقداماتش رو هم انجام می دیم، وصل میشه رو شبکه کامپیوتریتون و رو بیسیم و ضبط میشه. این کار روانی برای دشمن اصلا انگار نصف عملیات کار شماست. که دشمن مواضعش رو خالی کنه، مسیری که شما می خوای بری حرکت نکنه .. حالا این بخش ... حالا این از این ور قصه ... پشتیبانان اغتشاش یکیش همون ستون تبلیغات و کار روانی که دشمن داشت. یعنی یک سرمقاله روزنامه جمعیت رو روز سه شنبه شکل داد: "کشتار دانشجویان به دست گارد .. " چی؟ حالا این ها هیچ کی نمی خواد رسیدگی کنه ها، چون تو این بخش ها بخوای وارد بشی .... اونا نمی خوان، و الا ما از خدامونه رسیدگی بشه. ولی هیچ کی الان کاری نداره. به این سرتیترهای روزنامه ها و ... چون بالاخره خودی ها بودند دیگه، حالا تعبیری که آقای علوی کرده اونجا، که حادثه ی کوی دانشگاه، خودی-سیاسی بود، یه بخشیش درسته واقعا! خوب این تیترها چی بود؟ مگه به جنگ کی میخواستن اینا برن؟ سرتیتر این جوری تو صبح امروز زده می شد و تو خرداد. عکس یگان ویژه رو می انداخت، حالا حتما خودتون دیدید روزنامه ها رو تو اون مقطع. یک روز روزنامه صبح امروز سه مرحله چاپ شد: "آمار شهدا از مرز بیست تن گذشت"؛ انگار یک چیزی رو می خوان فتح کنند ... حالا ... البته اینا اقتدار نیرو بودها ... اقتداری که بعد از این قصه ایجاد شد... بفرمایید
[؟؟؟2] بله ... بحث بعدی محصور کردن منطقه ی اغتشاشات هست که در کوی دانشگاه مشاهده شد که از شرق و غرب کشور، و از غرب تهران و جنوب تهران به این منطقه ی اغتشاش می پیوندند. که متاسفانه نیروی انتظامی هم در رابطه با کنترل، با وانت و مینی بوس مشخص بود که افرادی حرکت داده می شدند به منطقه بحران.
[فرمانده] احسنت .... ببینید گلوگاهها و ایستگاه های کنترلی؛ مثلا شنیدیم که از دانشجوهای اصفهان دارند میان، دانشجوهای کرج مثلا دارن میان؛ و اومده بودند ها ، صبح سه شنبه دانشجوها از کرج اومده بودند. این ایستگاهها تو موقع کنترل باید کامل کنترل بشه و بسته بشه. یعنی این نکته ای که اقای محمدی فر فرمودند که جلوگیری از اضافه شدن، توده های دیگر جمعیت به این ها، حالا یک بحث جدی است که حالا تو این نت ایشون بهش اشاره کرد، تو بحث ایستگاهها و گلوگاهها.... حداقل این بحث ها تو رو خدا تو شورای مناطقتون برید بحث کنید با فرماندارانتون.
[همان شخص] بحث خود محل اغتشاش هست، در کوی دانشگاه، جنابعالی مستقیما تشریف داشتید و بعضی دوستان هم بودند. حضور خود مردم محل و مساعدت و کمک هایی که به خود آشوبگران می کردند...
[فرمانده] مثل کوفه شده بود. جلوی درب دانشگاه، دانشگاه، کوچه ی روبروی بهداری ناجا که روبروی میدون انقلابه، همه ی اهل محل از بالا یا آب می پاچیدن، یا کمک می کردند یا روزنامه می ریختند. که این مردم آتیش بزنند ... حالا این دانشجوها مثلا ... ببینید توی مظلومیت بعضیا سنگ می زدند نیروها رو از بالا ... هرچی از سرشون می ریخت ... دستشون می ریخت، می ریختند. البته خوب، یه مقدار عملکرد ناصحیح تو نحوه برخورد مهم بود. یعنی مردم جریحه دار می شدند موقعی که یگان ویژه میزد، به خط می کوبید میومد جلو؛ هر کی بود تو اون لحظه احساس می کرد باید کمک کنه به کسایی که این پایین هستند. این بحث مهمه که جداسازی مردم از ... حالا ... آقای محمدی فر باز اشاره کرد، حالا ایشون چون شاگرد ایشونه، باز تکرار می کنه حرفهای ایشون رو. به یه زبون دیگه . کاشونی هم هست اوشون یادداشت کرده، هرچی محمدی فر گفته حالا اومده به یه زبون دیگه داره میگه ... خوب بله
[همان شخص] حالا شاید مطالب دیگه یه کمی تکرار باشه.
[فرمانده] حالا حداقل آقای آذر استفاده می کنه چون این چیزها رو که نمی دونست که.
[همان شخص] بحث بعدی بحث شناخت ابزارهایی که آشوبگران در اغتشاشات استفاده می کنند. که متاسفانه غافلگیری بود در نیرو. بحث استفاده از سنگ و کوکتل مولوتف که در جاهای مشخصی پنهان کرده بودند. و به موقع ازش استفاده کردند و آخرین سنگهاشون هم ....
[فرمانده] همون محور شناسایی ابزار اغتشاش میاد ... حالا ... ایشون اشاره مصداقی کرد. (صدای نامفهوم) حالا بحث کردیم مدیریت اغتشاش رو.
[همان شخص] بحث عدم وحدت در فرماندهی هم خوب مسائلی تکراری خواهد بود.
[فرمانده] بله وحدت در فرماندهی، این نکته مهمیه! شما یه چیزی میگی، یگان ویژه یه چیزی میگه نیرو انتظامی یه چیزی میگه. صحنه هم تو اطلاعاتش فرماندهی می خواد و هم تو بخش های عملیاتیش. چون شما تشخیص میدی اینجا باید زده بشه، یگان ویژه می زد تو پیاده رو با مردم برخورد می کرد. یعنی تو صحنه اگه فرمانده می داشت، درست تشخیص میداد تصمیم می گرفت، خیلی از اغتشاشات رو میشه مهار کرد، تو بخش فرماندهی بخش مهار هست. تشکر می کنم. آقای .... بله قزوین بدید صحبت کنه ... چون قزوینی ها خسته شدند از صبح رو صندلی نشستند. (صدای نامفهوم) ... ایشون این رو می گه که فرمانده در کنترل اغتشاشات، هدایتش لایه این نیست، مستقیم میاد با پایین ترین جزء باید تماس بگیره. یعنی معمولا این طوری طراحیه تو مدیریتش. که شما باید ارتباطاتتون رو با رده فردی تو جلوی صحنه هم بتونی برقرار کنی. و جدا تو لایه ها رو هم بتونی برخورد بکنی (صدای نامفهوم) ... بله یعنی یک مفهومی به نام مدیریت کنترل اغتشاشات جدای از عوامل اجرایی باید باشه. که این موضوعات بیاد بالا... مثلا این که الان چی گفته بشود پشت بیسیم رو اون کسی که تو صحنه است اصلا نمی تونه تشخیص بده. اصلا اگه بهش بگی میخوام تو شبکه دروغ بگم کار روانی کنم، او احساس می کنه که همه ی پیام ها هم کار روانی است. یعنی این خودش هم مدیریت می خواد که چه جوری بگی که خود اون فردی هم که تو صحنه است عامل شماست باورش بشه که این یک خط کلی هست که داده شده در صورتی که اونی که داره مدیریت کنترل اغتشاش می کنه اون داره کار روانی میکنه. این پیام اصلا نصفش دروغه. اینا باز دقت هایی هستش بحث هایی هستش که باید روش فکر بکنید.
[احتمالا فرمانده قزوین] بسم الله الرحمن الرحیم.خوب اساتید مطالب مهم رو عرض کردند. من دیگه تکرار نمی کنم. دوتا مطلبی که به نظر من با توجه در حادثه قزوین جناب سرهنگ محمدی فر هم حضور داشتند. در فیلمی هم که دیروز نمایش داده شد مهم بود، کم تر توجه شده، نیاز هستش که عوامل کلا مدیریت های اطلاعات نواحی مناطق، طرح و برنامه خود نیروهاشون رو در واحدهاشون انجام بدند. یعنی ماموریت هاشون رو از الان مشخص کنند.
[فرمانده] یعنی چی آقا؟ یعنی اگه بلند شدیم اومدیم تو منطقه شما ... اگه زنده بودیم، نمی دونیم اون روزها حالا هستیم یا نیستیم، بالفرض اومدیم رفتیم توی خمینی شهر، گفتیم بسم الله الرحمن الرحیم، مانورت رو اجرا کن برای اغتشاش. هرکی باید بدونه که چه کار داره می کنه. اگه اومدیم تو قم گفتیم آقای قم امروز اومدیم ... ده دقیقه وقت ... سازمان دومت رو برای کنترل اغتشاش برو تو صحنه من می خوام باهشون تماس بگیرم. کی کجاست ... یعنی اینا باید مشخص شده باشه تو سازمان که غافلگیری نشه مثل اوضاع این ماه. یک روز تموم دنبال این بودیم، چون جمعه اتفاق افتاد دیگه ... تازه نیروهامون رو جمع کنیم. بعد که جمع کردیم، یکی مثل مهندس کلانتری سر ظهر داره نهارشو می خوره ... بهش می گی کجایی ؟ میگه من تو ستاد دارم نهار می خورم. حالا ماشینا داره آتیش می گیره تو صحنه ها، حالا این مزاح گفتم (صدای نامفهوم) با شما اومد ناهار بخورید بله ...

متن پیاده شده فایل صوتی روش های سرکوب - قسمت 1

اصل فایل: http://twitc.com/P3qrjljU

متن پیاده شده از اول تا دقیقه 14:52
... پرسنل در همون روز هستش. یعنی وقتی ما با این مشکل روبرو شدیم که نتوانستیم روز اول اطلاع رسانی به موقع کنیم به خاطر این که دستگاه موبایل نداشتیم و با کمبود روبرو بودیم. استفاده از گوشی به هیچ وجه امکان پذیر نبودش و این شرایط باعث شد که ما اومدیم یک تمهیدی رو به خرج بدیم که پرسنلی که در قضایا نفوذ کرده بودند در یک شرایطی چیده شدند که بتوانند به وسیله رابطینشون سریع از طریق تلفن عمومی بتوانند ...
[فرمانده] --- نکته حرف ایشون همینه که اگه وسیله ارتباطاتی نداشتی خواستی صحنه رو مطلع بشی میایی صحنه رو تعریف می کنی. میگی اگه این جمعیت است، توده جمعیت، خوب؟ شما یک مامور گذاشتی که تو وسط جمعیت داره جمعیت رو باهش می چرخه، سران رو شناسایی می کنه، رهبران جمعیت رو شناسایی می کنه، پشتیبانان جمعیت رو شناسایی می کنه، برادرا! تو تهران توده های جمعیتی پیشرو داشت، یعنی عوامل موتورسوار داشتند با موبایل، می آمدند چهارراه بعدی وامیستادند، بعد به موبایل به جمعیت می گفتند حرکت کن بیا؛ اگه اغتشاش غیر سازماندهی شده بود این طور نبود که! ما چرا داریم میگیم بحث سازماندهی شده است؟ چون عوامل موتورسواری که این ها داشتند می آمدند راه رو، دو تا چهارراه اونورتر دقیقا اطلاع می دادند آقا مامور هست نیست؟ حزب اللهی هست نیست؟ جمعیت حرکت می کرد می آمد. بعد برای این که ... حالا این فردی که این جا گذاشتی داره شناسایی می کند عوامل تو صحنه رو: پشتیبانان، رابطین، دیدبانان، نمی دونم موثرین، همه این ها رو دارد شناسایی می کند این که نمی تونه بیاد بیرون با مامور تماس بگیره که! صحنه رو از دست میده؛ اومدند تو این سیستم که ایشون میگه، یک عقب رو براش گذاشتند یه پیش رو؛ خوب؟ این نزدیک می شد، مطالب رو می گرفت می آمد عقب، یا این نزدیک می شد می آمد [اطلاعات] رو میگرفت بعد می رفت با تلفن تماس می گرفت، دویست متر فاصله می گرفت، تماس می گرفت با یه تلفنی به ستاد ناجا زنگ می زد می گفت جمعیت الان اینجاست، استقرارش اینه، این طوریه. که شما تو مواقعی که ارتباط ممکن نیست، خوب با بیسیم اگه ببیننت وسط جمعیت که تیکه تیکه می کردند که! این راهکارهاشه. که پس رو و پیش رو و رابط بگذارید، وصحنه رو صحیح منتقل بکنید، اگر سیستم ارتباطاتی نبود. نکته بعدی تون؟
--- عرضی ندارم.
[فرمانده] --- آقای حاج اسماعیلی؟
[حاج اسماعیلی] --- ... که تجمع همزمان در چند نقطه تهران به وجود آمد. منتها تمام این به اصطلاح ... [نامفهوم] ...
[فرمانده] --- این هم هست که تو کنترل اغتشاش باید اولویت بدی که کدوم اغتشاش رو الان باید بری جمعش کنی. اگه گسترده شد، دیگه کنترل یک مفهوم دیگه پیدا میکنه؛ الان ما فقط رو یک توده داریم حرف میزنیم. ولی اگه توده شد چند تا، تو جاهای متعدد، حالا کدومش رو بخوای جمع بکنی؟ تهران این طور شد روز سه شنبه، دیگه در آن واحد، بیست نقطه تجمع بود و بزن بزن. حالا کدومش اولویته؟ کدوم سیستم اطلاعاتیت رو آماده بفرستی بره اون جا؟ کدوم یگان رو اونجا حرکت بدی؟ اصلا مدیر تو صحنه، مدیر هدایت کننده کنترل صحنه و مدیر هدایت کننده بحران باید چه چیزهایی رو بدونه؟ نگاه کنید این حرف هاییست باید برید کار کنید. من فقط سرفصل هاش رو اشاره می کنم. به لحاظ روانی و تسلط ... کافی بود بنده دو سه جا که اومدم رو بیسیم ... عصبیت ... بعد جناب فرمانده نیرو با من تماس گرفت گفتش که کجای کاری؟ این طوری چرا حرف می زنی؟ خوب اگه تذکر نمی داد، ماهم با همین عصبیت منتقل می کردیم دیگه! یعنی کافیه یک داد بزنی پشت بی سیم، همه ی روحیه بیسیمت داغونه. آقای اکبرشاهی ما، با نمی دونم، پیچگوشتی زده بودند تو سرش ... حالا من این حرف ها رو می زنم ... ما عباس زاده[خطاب شد]! ما سال شصت، این که چیزی نبود که، این که حالا خودی ها راه انداختنش، سال شصت، تظاهرات مسلحانه سی خرداد و هفت تیر و ... چند تیر بودش آقای [...] و پنج مهر، ژ3 ها زیر دست دخترها و پسرها بود تو خیابون! تهران رو جمع و جورش کردند بچه ها! این که حالا چیزی نبود که؛ نگاه کنید، اینا نکات هایی هستش که باید مدیر بحران و مدیر اطلاعات رو تسلط هاش رفتارهاش مناسبت هاش حرف زدن هاش، تو کنترل اغتشاش تو عواملش باید داشته باشه ... بفرمایید
[...] بسم الله الرحمن الرحیم. آقای مهندس، این برادرها مطالبی که تا این جا مطرح کردند، در غالب این بحث میاد: که در ارتباط با کنترل اغتشاشات، چه نوع مکانیزمی رو می خواهیم به کار ببریم؟؟ یه بحث مکانیزمه! ما در ارتباط با مکانیزم ها و انواع مکانیزم ها، مثلا در بحث سرقت، چیزی که تاحالا شناخته شده و مورد عرایض بنده قرار گرفته، و می دونید سرقت رو از دریچه به قولی علمی مطرح کردن، هشتاد نوع مکانیزمه که سرقت ها رو از اون هشتاد نوع مکانیزم شناسایی کردند تا این جا؛ در باب کنترل اغتشاشات، حالا یک توفیقی بودش که در سالگرد ارتحال حضرت امام، یک کمیته ای رو، سردار برقعی بودند اون روز، که کمیته امنیتی اش رو به عهده داشتید. در اون کمیته این بحث ... البته این اجتماع، اجتماع آرامی بود ... ولی مکانیزم نحوه برخورد با این مساله جمع آوری و این مساله جمع شدن مردم، با کمک یک برادری بودش که ... آقای خسروی وفا ... احتمالا باید بشناسیدش؛ ایشون هفده کشور دنیا رو مکانیزم های تجمعش رو رفته بودند بررسی کردند و اومدن اون جا تجزیه تحلیل کردیم. در این جا نقطه نظراتی که داده می شه و مسایلی که عنوان میشه بیش تر روی این نوع مکانیزم برخوردیه که احتمالا ممکنه اغتشاش پیش بیاد، حالا بر اساس اون نوع اغتشاش ضرورتی رو ایجاب می کنه که ما سیستم مون رو، چه کار کنیم طراحی بکنیم. نه بر اساس یک سازمان مشخصی که هر نوع اغتشاشی که به قول معروف جمع شد یا یه تجمعی برگزار شد ما بر اساس این نوع روش عمل بکنیم. در کنار دانشگاه من شاهد بودم که هم آقای مهندس اسداللهی ... [نامفهوم] ... آقای کلانتر هم میدویدند. حالا مسئولین کنترل می کردیم به خاطر این که دسترسی به اطلاعات سریع انجام بشه خودشون درگیر صحنه بودند. مکانیزم در این جا یک کار حجمی بودش که می بایست تمام نیروها باهاش درگیر می شدند، در آن واحد هم که ایشون احتیاج به نیروی کمکی داشتش ... [نامفهوم] ... یعنی میومد میدون ولیعصر نیگاه می کرد، پشتش می دید کسی نیستش. در صورتی که اگه سیستم از یک هدف مشخصی طبعیت بکنه و بر یک سازمان اصولی و بر یک مکانیزم مشخص؛ حالا مکانیزم ها ممکنه مثلا شما طبقه بندی بکنید بگید در مورد مکانیزم کنترل اغتشاشات در تهران در مقابل دانشگاه و کوی دانشگاه مساله ای که هست، مکانیزم آ، یا بی، و یا سی، همزمان باید عمل بشه، یا در مورد این قضیه فقط مکانیزم دی، کفایت می کنه که بر اساس اون عمل بشه. این روش ها و این پارامترها نیاز به این داره که شما نسبت به مسئله تجمعات و اجتماعات شناخت کافی داشته باشید. تجمعات دانشجویی مفهوم خودش رو داره، کارگری مفهوم خودش رو داره و مسایل دانش آموزی مفهوم خودش رو داره. یه موقع هست حتی تلفیقی از این سه تاست. یعنی ممکنه سه تا بحثی در آن واحد جمع شه. ولی لیدر و رهبر این تجمعات و تشکلات قاعدتا کسانی هستند که نسبت به مسایل تجمعات، نسبت به قضایا باید در همون لحظه هماهنگی کافی داشته باشند. و این رو بدونید که این اغتشاشات و تجمعات و این کنترل کردنشون به خاطر اینه رهبرای کمی و کیفی به اون صورت ندارند که تا نهایت ... [نامفهوم] ... چرا؟ چون سازمانی که ما به قول معروف هستیم و نسبت به قضیه حساسیت داریم باید توان بیشتری و با هزینه بیشتری با قضیه برخورد میکنیم؛ ولی نه حجم برخورد کردند ما دارای مکانیزم مشخصیه و نه این کسی که اقدام می کنه به شروع اغتشاشات دارای به قول معروف هدف مشخصیه. ولی در یک کوتاه زمان مشخصی، برنامه خودش رو سازماندهی می کنه. این بحث مکانیزمها و ...
[فرمانده] آقای محمدی ؟
[محمدی] ایا سازماندهی شده استفاده بکنیم؟ این مرحله زمانی که اغتشاش در کنترل قرار گرفت در تمام این مراحل یک اقدامی بایست انجام بشه. و بی وقفه ادامه پیدا بکنه. من با اون بحث جمع آوری اطلاعات و اطلاع رسانی با مشتریان اطلاعاتی ای که می تونند تصمیم گیرنده باشند. در بحث و کنترل اغتشاشات.
[فرمانده] چرا این بحث رو می فرمایید که تصمیم گیری کننده باشند؟
[محمدی] چون، ما ممکنه کسای دیگه ای، عرض کنم خدمت شما، اطلاعات رو نیاز داشته باشند ولی در لحظه نمی تونند استفاده ای یا بهره ای به ما برسونند.
[فرمانده] ایشون منظورش اینه که دامنه بحران رو نباید زیاد کرد. به کسی باید داد که بحران رو بتونه بیاد تصمیم بگیره سرش. اگه به صد جا دادی، شما صد جا حساسیت ایجاد می کنی، صد جا بحران رو منتقل کردی. بفرمایید
[محمدی] و ضمن این که ما هرکدوم تحلیل گرهای مختلفی به مبادی خودشون در رده های بالاتر اعلام می کنند. و باعث یک فشار جانبی بر خود نیروهم ایجاد خواهد شد. بعد، در این جا، این بحث عرض کنم خدمت شما، اطلاع رسانی رو که عرض کردم خدمت شما که همه مراحل بایستی حاکمیت داشته باشه و ادامه داشته باشه و مرحله ی بسیار مهمی است. در مقطع آخر که عرض کردم خدمت شما، برخورد بود، در این جا صورت ظاهر اغتشاش تمام شده. ولی کار اطلاعات تمام نشده. در این جا اقدامات اطلاعات بعد از بحران و بعد از شورش کماکان ادامه خواهد داشت. و با همون شدت. شناسایی، عرض کنم خدمت شما، یک جمع بندی، و تحلیل و برآورد و دادن اطلاعاتی که مورد نیاز باز اون مشتریان اطلاعاتی هستند. به صورت پخته تر، به صورت کمل تر با تحلیل، با نظریه. مرحله بعد، شناسایی افراد موثر هستش و تصمیم گیری؛ یه وقت هستش لازم است دستگیری انجام بشه، یه وقت هستش نه، کنترل بشه. شاید شرایط بحران اجازه نده که ما دستگیری انجام بدیم. ولی این کار باعث نمیشه که اطلاعات شناسایی نکنه، نشناسد، عرض کنم خدمت شما، آدرس ها رو سوابق رو، نقششون در بحران، این ها هم یکی از مواردی هستش که بعد از بحران، عرض کنم خدمت شما، در حقیقت اطلاعات، پاک سازی می کند؛ پاک سازی می کند، از بین می برد زمینه هایی رو که عرض کنم خدمت شما، می تونند موثر باشند. به هر حال من با عرض پوزش، یک نکته هم اضافه بکنم، این هستش که آقایون استحضار دارند، که بعد از جریانات اغتشاشی که در چند نقطه کشور ایجاد شد و همش، در نوع خودش، حالا تهران با توجه به شرایط خاصش و مرکز بودنش و عرض کنم خدمت شما، سیاسی بودنش، خوب اهمیت ویژه خاص خودش رو داشت. ولی در جاهای دیگه هم ما این تجربه رو داشتیم، در قزوین داشتیم، در اراک داشتیم در شمال داشتیم در مشهد داشتیم در تهران در اسلامشهر داشتیم و جاهای مختلفی، عرض کنم خدمت شما در ... [نامفهوم] ... مختلفی ما داشتیم. ما این ها رو در ستاد اومدند، به صورت یک اشاره ای هم جناب سرهنگ مستوفی فرمودند، اومدند این تجارب رو به صورت یک طرح در اومد، این طرح باز به فرماندهی ارجاع شد، اون جاهم کار کارشناسی شد و به امضای فرماندهی شاید حدود سه تا چهار سال پیش بود. این ها رو ما به نواحی ابلاغ کردیم و با حساسیت هم دنبال شد، حتی کار در چند ناحیه ... باعرض پوزش از آقایون ... کار به توبیخ کشید که چون اون حساسیت ها ایجاد نشد. ولی در پیگیریش عملا ما هیچی ندیدیم، یعنی عملا ما خودمون از پیگیریش خسته شدیم پی این که اون چیزهایی که در طرح کنترل اغتشاشات بود که زمینه هایی که می تونه باعث بحران بشه ، اغتشاش بشه ، ما ... متاسفانه هیچ کدوم توجه بهش نشد. چون یک مرحله ما ... الان مرحله ای که ما الان هستیم و هرکدوم از آقایون هستند مرحله ای قبل از بحران است. در مرحله قبل از بحران ما یک سری وظایف داریم. یعنی ما هر لحظه منتظر بحران هستیم. هر لحظه ممکن است بحران اتفاق بیفته. این لحظه لحظه ای است که ما اون تمهیدات قبل از بحران رو می بایست انجام می دادیم. و با پیگیری که انجام شد، نواحی متاسفانه هیچ کدومشون این کار رو انجام نداده بودند.
[فرمانده] تشکر ... خیلی ممنون احسنت ... خوب .... آقای ... رضایی ... سرهنگ رضایی. حالا سردار بابایی هم به وقتش ازش سوال می کنیم. بله بعد از سردار رضایی، آقای شاملو بعد قزوین و بعد شما. بعدش هم سردار رضایی و بعدش هم سردار بابایی و بعدش هم جمع بندی می کنم و بعدش هم میریم سر هدایا.
[رضایی] بسم الله الرحمن الرحیم
[فرمانده] خوشحال شدی حاج اسماعیل؟؟
[رضایی] با توجه به این که برادرا بصورت کامل تشریح کردند قضایا رو. حالا دو نکته رو اشاره می کنم، یکی این که ما یک بحث شورش رو با اغتشاشات یک مقدار تفاوت قایل بشیم
[فرمانده] تفاوتش رو هم بگید
[رضایی] توسعه پدافند داخلی، صرفا در جهت مقابله با شورش هست که، جنگ های چریکی رو شامل میشه.
[فرمانده] یعنی حرف های مهندس کلانتری مال کردستان سال پنجاه و هشته؟؟؟
[رضایی] که در کنار پدافند داخلی، ما اقدامات توسعه ای رو انجام می دیم که مردم رو از ضدانقلاب و چریک ضدانقلاب جدا بکنیم که باهاشون برخورد بکنیم.
[فرمانده] آقایون حالا توجیه اند یا بلند کنم سوال کنم یعنی چی؟ آقای شاملو شما که دستت رو بلند می کنی، یکی از مناطقت رو بلند کن؟ چند تا منطقه با خودت اووردی؟ بگو، یکی از چیزایی که هم ایشون می گه توضیح بده ... خوب بلند گو رو بدید جناب سرهنگ

[نامفهوم]
[فرمانده] نه ایشون نگفت که آقای مهندس اشتباه گفتند، من دخالت کردم... بله ... گفتم این ها علمیه، حالا بخواد بومی بشه، باید همین بحث ها بشه و الا تو کتاب و تو درس و جزوه و این ها خیلی حرف ها هست. این که بومی بشود، بشود حرف آقای محمدی فر، مهمه
بفرمایید ... این بخش رو توضیح بدید چیزهایی که شما مطلعید ...

یک فایل صوتی مهم: روش های سرکوب مردم

چند وقت پیش، یک لینک برایم ارسال شد که به یک فایل صوتی اشاره میکرد که گفته میشد حاوی اطلاعات مهمی در مورد چگونگی سرکوب اعتراضات متمدن مردم ایران است. اعتراضاتی که سرکوب کنندگان آن را اغتشاش می نامیدند.
این لینک فایل: http://twitc.com/P3qrjljU
سعی می کنم، متن گفته های این جلسه را به مرور پیاده سازی کنم.
توجه کنید که در تمام این گفت گوها و طرح های مختلف برای سرکوب، چند مورد مورد توافق همه اعضا هست و به طور مداوم بر آنها تاکید می شود:
1. پخش کردن اخبار جعلی و یا بزرگنمایی حوادث برای ترساندن مردم.
2. سعی در پراکنده کردن اجتماعات مردمی و سپس سرکوب خرده اجتماعات
3. شناسایی رهبران اعتراضات که عموما بصورت غیر برنامه ریزی شده از میان مردم کنترل جریان را بر عهده می گیرند، و سپس "پاکسازی" آن ها.
4. جلوگیری از ورود مردم بیشتر به منطقه به هر نحو ممکن.
5. ترس بسیار زیاد نیروهای گماشته شده، از حرکت جمعی مردم در هنگام حمله به اجتماعات؛ به عبارتی، اگر مردم در هنگام حمله نیروهای سرکوبگر، میدان را خالی نکنند، در عمل این نیروها چاره ای به جز عقب نشینی نخواهند داشت.
6. سعی در تحریک کردن احساسات مردم برای حمله به نیروها و آسیب رساندن به اموال عمومی تا به این ترتیب حمله به آن ها توجیه پذیر باشد.
و خیلی از موارد دیگر ...

افرادی که در جلسه حضور دارند و نام اون ها برده میشه:
مهندس کلانتر، محمدی، سرهنگ صفایی؛ سردار بابایی، شاملو؛ خسروی؛ عباس زاده؛ اکبرشاهی؛ حاج اسماعیل؛ جمشیدی؛ آذر جمیل بابایی از کردستان، رحیمی مسئول امنیت داخلی قزوین؛ محمدی فر مسئول امنیت کاشان و سردار بحرینی از تهران.

۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

عکسی که گفته می شود مربوط به قاتل نداست

عکسی که امروز از فردی که گفته می شود قاتل ندا آقاسلطان است، در اینترنت و شبکه های اجتماعی پخش شد، بار دیگر بحث و جدل ها بر سر صحت این گونه اطلاعات را داغ کرد. باید اعتراف کنم که مخالفان گردش اطلاعات در بین مردم، در این زمینه تا حدودی موفق عمل کرده اند چرا که اولین سوال مطرح شده در هر فروم اینترنتی، واقعی بودن هویت فرد مزبور و نقش داشتن وی در قتل نداست. اما به نظر میرسد که آرش حجازی (دکتر حاضر در صحنه قتل ندا) با تایید تقریبی صاحب عکس، تا حدودی به این شبهه ها پاسخ داده است. امیدوارم این عکس درست باشد و علیه وی مورد استفاده قرار گیرد. هرچند که اصلا خوشبین نیستم که این دستگاه قضایی، وی را عادلانه محاکمه کند و به فرض اگر هم محاکمه ای در کار باشد، متهمین اصلی این پرونده و ده ها پرونده مشابه، کسانی هستند که این بی خردان را، مسلح نموده و پس از یک شست و شوی مغزی کامل، آن ها را به میان مردم می فرستند.

۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

بسیجی = قاتل ؟؟؟ (نقل از گفتنی ها)



گفتید که بسیجی ها مسلح نیستند و تیراندازی نکردند و ...؟

مشخصات یکی از این "غیر بسیجی ها" که معلوم نیست چرا سایر بسیجی ها و گاردی های پشت گاردهای پلاستیکی فقط تماشایش می کنند ؟؟؟

نام: محمد جواد بصیرت

پست: از فرماندهان پایگاه مقاومت بسیج مسجد لرزاده تهران می باشد.

محل سکونت: تهران - میدان خراسان - پشت فروشگاه قدس - کوچه نائب.

منبع:http://www.goftaniha.org/2009/07/blog-post_10.html

آیت الله خامنه ای و کتمان حقیقت

حوادث اخیر ایران نشان داد که مردم ایران، حرف های نگفته زیادی دارند. حرف هایی که در طول سی سال به مانند یک بغض در گلوی تک تک آنها مانده بود. آقای خامنه ای اما نخواست این مساله را قبول کند که احمدی نژاد شاید تنها یک بهانه بود تا مردم تنفر خود را از سایه دیکتاتوری بر زندگی خود، بیان کنند. خوشبختانه احمدی نژاد نه یک روحانی بود تا به بهانه حریم مقدسی که برای روحانیت ساخته اند به سرکوب معترضان بپردازند و نه طرفداران جدی که رنگ خود را در جامعه نشان دهند. او همچنین موفق به خدمت به آیت الله خامنه ای نیز نشده بود تا شاید کمی از تقدس وی را نیز جذب کرده باشد. به عبارتی بعد از سی سال بالاخره یک نفر پیدا شد که حتی هاله نور هم نتواند به نحوی وی را مقدس گرداند و این نقطه شروع بود. معلوم نیست، شاید حتی مهندس موسوی هم از این موضوع بی اطلاع بود که فریادهای مردم نه از داغ یک تقلب گسترده در انتخابات، که از بیزاری آنها از سیستمی است که از هر جهت نقصی به آن وارد است و آخرین و نمایان ترین نقص آن هم همین کودتای نرم در انتخابات بوده است. مدعی بر این حرف هم حضور گسترده مردم در کم تر از چند روز در خیابان ها و سر دادن شعارهایی بود که البته چند روز بعد به پختگی رسیدند. مردمی که تاکنون اگر به هر بهانه ای حتی برای حقوق صنفی خود، در خیابان حاضر می شدند، با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو شده و هزینه ای بسیار بیشتر از ارزش هدفی که به دنبال آن بودند باید می پرداختند؛ نمونه این مدعا را می توان در اعتراض کارکنان سندیکای شرکت واحد در تهران، یا کارکنان کارخانه شکر هفت تپه و خیلی اعتراضات دیگر یافت که به شدیدترین نحو با آنها برخورد شد. کارگرانی که برای حقوق از دست رفته خود دست به اعتراض زده بودند، حالا می بایست علاوه بر از دست دادن شغل خود، متحمل فشارهای جسمی و روحی فراوان و در نهایت قرار گرفتن در صف سربازان سپاه مخملی که توسط “بیگانگان” هدایت می شود، می شدند. احمدی نژاد اما، تنها یک رییس دولت تازه وارد و بی تجربه بود که خود هم می دانست تمامی اقشار متوسط و پایین دست جامعه در طول چهار سال تصدی وی، نتایج یک رییس دولت ناکارامد را حس کرده اند. تمام این موارد به علاوه هم، شد اعتراضاتی که در ابتدا به تقلب در انتخابات بود اما بعد از مدتی دامن رهبر و نظام را هم گرفت. در این میان هنوز هم کسانی بودند که به امید پس گرفتن رای خود به خیابان ها می آمدند، چرا که اعتقاد داشتند هنوز هم مجاری قانونی برای اعلام نتایج واقعی انتخابات وجود دارد. فارغ از تمامی طرز فکرها، نقطه اوج این اعتراضات تظاهرات آرام روز 25 خرداد بود، که برای اولین بار در تاریخ انقلاب (وشاید هم ایران) توانست میلیون ها نفر را به خیابان ها آورد. آقای موسوی که جلودار این تظاهرات بود، اعتقاد داشت این حضور عظیم میتواند در نهایت چشم رهبر را گرفته و رای مردم را به قول خودش پس گیرد. حال این که چرا در یک سیستم به ظاهر دموکراتیک که در آن مجلس و قوه قضاییه ای وجود دارد، باید رهبر در مورد سرنوشت رای چهل و اندی میلیون انسان تصمیم بگیرد، جای خود دارد.


Iran Fraud Allegations Supreme Leader


بعد از این تظاهرات بی نظیر، مهندس موسوی تا حدودی صحنه را ترک گفت، چرا که دیگر به این صورت مردم را برای حضور در خیابان ها دعوت نکرد. اما این بار، این مردم بودند که حاضر به ترک خیابان ها نبودند. به نظر می رسید که افرادی که به اعتراضات خود ادامه می دادند، می دانستند که شاید نمی توانند از طریق” قانون ” به هدف خود برسند. به هر روی اعتراضات ادامه پیدا کرد، ترکیبی از مردم، نیروهای ضد شورش و از همه مهم تر لباس شخصی ها و نیروهای بسیج در خیابان ها ماندند. اما این نیروها 30 خرداد به معنای واقعی تحمل خود را از دست دادند. به عبارتی لباس شخصی ها و بسیج که به عنوان بازوی فکر شخص رهبر عمل می کنند، کنترل را در دست گرفتند. به طرز مشخصی نیروهای ضد شورش یا همان نیروهایی که به هر حال آرم و نشانه ای داشتند پا را عقب کشیدند و صحنه را به این نیروها واگذار کردند؛ نتیجه را همین جا میتوان حدس زد. افرادی که اعتقاد داشتند “آقا” نماینده امام زمان است و این مردم راه را برای ظهور امام زمان بسته اند، حالا سعی داشتند راه را برای ظهور “هموار” کنند. نتیجه تنها به طور رسمی بیست کشته بود. بماند گزارش روزنامه فیگارو از مصاحبه با چند پزشک ایرانی که چگونه از طرف سپاه مجبور شده بودند تا مرگ مجروحان حوادث را “فوت در حین عمل جراحی” اعلام کنند و چه بسیار افرادی مانند سهراب اعرابی که هم اکنون جسد آنها به خانواده شان تحویل داده شده است. هنوز از سرنوشت مجروحانی که به بیمارستان های بقیةالله برده شدند و یا به بیمارستان های تابع سپاه پاسداران برده شده اند. اطلاعاتی در دست نیست. به راستی می توان آمار کشته شدگان را تا این حد کم دانست؟؟؟


IRAN-VOTE-UNREST


به این ترتیب حکومت ایران با الگو گرفتن از “برادران” روسی و چینی خود این ایده را که : اگر مردم را به جان هم بیاندازید هم هزینه کمی خواهید پرداخت و هم نیروی آنها را تحلیل خواهید برد و در نهایت هم کسی نمی تواند گریبان شما را بگیرد، به دقت به اجرا گذاشت. لباس شخصی ها یا افرادی تشنه قدرت اند و یا کوته فکرانی که در جلسات بسیج و سپاه شست شوی مغزی داده شده اند. اما هرچه که باشند، نشان دادند برای دفاع از “آقا” و انقلاب، حاضرند با لذت، انسان ها را از بین برده و یا چنان ناکارشان کنند تا به قول خودشان : “درس عبرتی باشد برای سایرین”.


Basiji

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

اطلاعات جدید در مورد سایت های گراداب، تریبون و اوباش

اطلاعات جدید:

این اطلاعات جدیدیه که در مورد گردانندگان سایت های ضدمردمی به دست آوردم … این اطلاعات حق کپی که نداره هیچ، از طرف من هرچی می تونید پخشش کنید!

****************************************************

www.gerdab.ir

میل ادمین: admin@gerdab.ir

نام صاحب دومین: مهران امامی

آدرس (محل کار یا زندگی): میدان هفت تیر، خیابان مفتح، پلاک 36

شماره تلفن: 22461580 (کد تهران 021، کد ایران 0098)

****************************************************

www.obash.info

ایمیل ادمین: emadmoin@gmail.com

نام صاحب دومین: محمد علی بخش

آدرس (محل کار یا زندگی):

شماره تماس: 09126388516

یا: 8361313 (کد تهران 021، کد ایران 0098)

****************************************************

www.tribon.ir

ایمیل ادمین: mohammad.saleh.meftah@gmail.com

pirhosseinloo@gmail.com

نام صاحب دومین: محمد صالح مفتاح

آدرس (محل کار یا زندگی): (شهر از روی شماره تلفن باید مشخص شه) خیابان کاوه، کوچه طلاب، پلاک 143

شماره تلفن: 09173074974

(جالبه که محل اصلی سرور این سایت در شهر هوستون ایالت تکزاس آمریکاست!!!)

نامه محسن سازگارا به سید علی خامنه ای

به نام خدا
“خانه ای از نی”

جناب آقای خامنه ای:
در چند هفته گذشته، رسانه های تحت امر جناب عالی چون صدا وسیما وکیهان پا را از گلیم خود درازتر کرده وآن چه تهمت وناسزا بوده نصیب بنده کرده اند. گفته های این رسانه های مامور، ارزش پاسخگویی ندارند اما از آنجا که حرفهای آنها منعکس کننده مواضع ونظرات حضرتعالی است، فکر کردم این چند خط را خطاب به شما بنویسم. شاید کمی به خود بیایید وتقوا پیشه کنید.

اول- در بیست سال گذشته که جنابعالی در مسئولیت رهبری نظام جمهوری اسلامی قرار داشته اید، برای سرکوب مخالفین و تثبیت پایه های قدرت خود، بدون استثناء (حتی بدون یک استثناء) تمام مخالفین خود را به عامل آمریکا و سپس اسرائیل و دیگر کشورها متهم کرده اید. در این راه حتی کسانی که مخالف شما نبوده اند وفقط دیدگاه و نظری غیر از نظر شما و یا تفسیری از دین و دنیا، غیر از تفسیر شما داشته اند را هم به این اتهامات مزین کرده اید. برایتان هم فرق نمی کرده مخاطب شما معلمین بوده اند یا کارگران، فعالین حقوق زنان بوده اند یا مدافعین حقوق بشر، بازاریان بوده اند یا دانشجویان، روحانیان بوده اند یا دانشگاهیان، نویسندگان بوده اند یا روزنامه نگاران، سیاسی بوده اند یا غیر سیاسی. حتی اصلاح طلبان داخل حکومت هم ازاین تهمت و برچسب زنی شما در امان نبوده اند. توپخانه صدا وسیما و روزنامه هایی چون کیهان، به محض کسب اجازه از شما، شلیک تهمت و افترا را شروع کرده اند. شب وروز نغمه مرگ بر این و مرگ بر آن سر می دهید و همگان را مطیع خود می خواهید، غافل از آن که به قول شیخ اجل:
کس نیاید به زیر سایه بوم گرهمای از جهان شود معدوم
به همین دلیل هر کس و هر گروه اجتماعی یا سیاسی که به نوعی در راه دموکراسی، حقوق بشر، آزاد اندیشی و مطالبات به حق مردم ایران می کوشد، اگر از جانب رسانه های مامور شما به مزدوری و وابستگی و پادویی و حقوق بگیری آمریکا و اسرائیل و دیگران متهم نشود، به نظرم حتما باید در اصالت کار خود شک کند و قبول کند که یک جای کارش لنگ است و لابد به نوعی آب به آسیاب استبداد دینی می ریزد که از ماشین تهمت زنی شما در امان مانده است.

دوم- من مدت ها فکر کرده ام که چرا شما این گونه اید. یک بخش از این رفتار شما را به درد بی درمان درون جامعه و میان مردم ایران، یعنی تهمت زنی و بد بینی نسبت می دادم وهنوزهم می دهم. یک بخش دیگر را هم ناشی از ساختار ذهنی و بد بینی مفرط شما می دانستم و هنوز هم می دانم، به خصوص با قوت بیمارگونه تئوری توطئه درذهن شما. جنابعالی تمام حوادث عالم را ناشی از برنامه ریزی یک هیئت مدیره برای کل دنیا به نام “دشمن” می دانید و فکر می کنید که تمام حوادث سیاسی عالم از عصر رنسانس تا حالا حاصل کار یک عده سرمایه دار و صهیونیست است که می خواهند مادیت و انسان محوری وانحراف اخلاقی را جایگزین معنویت و خدا محوری نمایند و چون جمهوری اسلامی و شخص شما هم سمبل این معنویت و بازگشت به خدا و نشانه حکومت صالحان هستید، لذا شب و روز هم علیه جمهوری اسلامی و شخص شما توطئه می کنند. تمام سیاستمداران و حتی متفکرین، به خصوص غربی ها هم عروسک خیمه شب بازی آن هیئت مدیره پشت پرده، دانسته یا ندانسته، هستند. معتقدم که این ذهنیت و تفسیر بیمارگونه از عالم، نزد شما و بسیاری از اطرافیانتان به شدت جاری است و اثبات حرفم را هم اتفاقا بیش ازهمه، نوشتجات همین روزنامه کیهان و برنامه های صدا و سیما می دانم که نظرات و تئوری های شما را اعلام می کنند و چکیده هزاران صفحه نوشته و صدها ساعت برنامه و تحلیل این رسانه ها هم همین چند خطی است که این جا آوردم. شما هنوز هم از این بیماری رنج می برید و امیدی هم به بهبودی نیست.
تا این جا دوضلع “تثبیت استبداد” و “بیماری ذهنی” توجیه اصلی من برای تهمت پراکنی و برچسب زنی روزمره شما و کیهان و صدا وسیما و سایر رسانه هایتان بوده است.

و اما سوم- چندی پیش به جوان محقق ایرانی برخورد کردم که سال ها است برای رساله دکترایش روی اسناد سازمان امنیت آلمان شرقی ( اشتازی ) که اکنون در اختیار پلیس جمهوری فدرال آلمان است، کار می کند. او با معرفی دانشگاهش و با پیگیری های فراوان توانسته به سراغ آن بخش از اسنادی برود که هنوز اجازه انتشار و در اختیار عموم قرار گرفتن را نیافته اند. این اسناد نشان می دهند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به دلیل حساسیت ها روی شوروی و شعار “نه شرقی- نه غربی” حاکم بر انقلاب و همچنین به دلیل سکونت رهبران حزب توده طی سالیانی طولانی در آلمان شرقی و همکاری تنی چند از رهبران این حزب با سازمان امنیت آلمان شرقی و در نتیجه تخصص و تبحر این سازمان درامور ایران، شوروی تصمیم می گیرد که بخش اصلی امور ایران را در سازمان امنیت آلمان شرقی متمرکز کند و جالب است که یکی از افسران عالی رتبه “ک. گ. ب” ( سازمان امنیت معروف شوروی) که بخشی ازمسئولیت امورایران را هم داشته، همین جناب ولادیمیر پوتین بوده که حتما معرف حضور جنابعالی هست و در سفر اخیرش به تهران “حضرت مسیح” را هم در وجود شما دید.
گزارش های ماموران امنیتی که در قالب هیئت های تجاری برای همکاری در زمینه فروش و تولید سلاح از آلمان شرقی به ایران آمده اند نشان می دهند که نسبت به جنابعالی نظر بسیار مثبتی دارند و قول و قرارهایی که با شما در زمانی که عضو شورای انقلاب و رابط این شورا با وزارت دفاع بوده اید گذاشته اند، بسیار خواندنی است، به خصوص اصرار شما برای نزدیکی بیشتر با شوروی وهمکاری روزافزون با بلوک شرق. به گفته این جوان محقق که زحمت مطالعه هزاران صفحه اسناد را به خود هموار کرده، اتفاقا نه فقط اظهارات جنابعالی به مامورین آلمان شرقی بسیار جالب است بلکه جالب تر از آن ارزیابی های بسیار مثبت افسران اطلاعاتی روسی از ارتباطات با شما است. و باز هم نکته جالب این که از زمانی به بعد محبت افسران اطلاعاتی روسی و آلمان شرقی به حزب توده سرد می شود و چندان نگرانی هم برای قلع و قمع آنان ندارند و دیگر به گزارش های آن ها که در خطر هم قرار دارند، توجهی نمی کنند. نمی دانم که آیا درنهایت دولت آلمان اجازه خواهد داد که این بخش از اسناد منتشر شود یا نه، اما این را می دانم که کسی مثل شما که چنین در خانه شیشه ای نشسته، نباید شب و روز به خلق خدا سنگ اندازی کند و باز هم به قول سعدی علیه الرحمه که ” هندویی نفت اندازی همی کرد. حکیمی گذر کرد و گفت: آن را که خانه نئین است، بازی نه این است.” ، ولو آن که به این روش قدیمی سیاسی هم معتقد باشید که اگر “به همه فحش بدهی و تهمت بزنی، کسی از خودت نمی پرسد چه کاره ای و از کجا آمده ای”. واقعا اگر کسی یک دهم چنین اسنادی از ارتباطات با بیگانگان را داشته باشد با او چه رفتاری می کنید و چه بلایی بر سرش می آورید؟ قدری به خودتان بیایید.

آقای خامنه ای:
من بر خلاف شما از خدا می ترسم و به خودم اجازه نمی دهم با آبروی بندگان خدا بازی کنم، حتی اگر جنابعالی باشید. به این آیه قرآن هم اعتقاد دارم که “دشمنی با قومی شما را از جاده عدالت منحرف نسازد، عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک تراست” ( مائده 8). به همین دلیل بیش از این چیزی نمی گویم و قضاوتی هم نمی کنم. صبر می کنم تا اسناد ارتباطات شما با مامورین آلمان شرقی روشن و شفاف به زودی منتشر شود و قضاوت را هم ملت ایران خواهد کرد. اما بالاترازهمه ما خداوند دانایی است که ناظر بر اعمال همه ما است. شما را دعوت می کنم که تقوا پیشه کنید و تنها کمی از خدا بترسید.
همین.
محمد محسن سازگارا
بیست و نهم بهمن ماه ۱۳۸۷

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

اولین پست ... بسم الله!

اینجا ایرانه … کشور باتوم، لباس شخصی، یگان ویژه …. سرکوب، خشم، خرافات، تعصب همه جوره، و … “آقا”!

اینجا ایرانه، جایی که مردم برای رفتن به بهشت آدم می کشند … جایی که تعصب چشم مردم روطوری کور می کنه که تحمل انتقاد از هیچ چیزی رو ندارند … کشور کمونیسم … کشور دیکتاتوری … فشار و سرکوب و کشور …

اما … ایران به این زشتی هم نیست … هنوزهم مردمی هستند که وقتی غیرت ملی شون جریحه دار میشه گوش فلک رو کر می کنند … اینجا هنوز هم انسان هایی هستند که جدا از اعتقاداتشون، از خشونت، کشتن و هر چیز دیگه ای که برخلاف ذات بشر باشه، متنفر هستند. هنوز هم در این جا رنگ سبز طبیعت وجود داره و با وجود سختی (از همه نوعش) زندگی در جریانه … به زیبایی!